شادیشادی، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

شهزاده ی رویا، شادی زیبا

عزیزم امروز یک ماهه شد!

امروز شانزدهم بهمن ماهه و عشق من و بابا حمید یک ماهه شده . بابا حمید برای شادی جون تولد گرفت و همه ی خانواده رو دعوت کرد و برای شادی جون جشن گرفتیم به صرف کیک و کله پاچه .   اینم عکس شادی به همراه جوجوی عمه آنتیا خوشگل. شادی تو بغل دایی محمود! ...
17 بهمن 1392

*شادی وقتی خوابه*

دختر خوشگلمون وقتی می خوابه دلم فقط میخواد بشینم و نگاهش کنم . از دیدنش سیر نمی شم . خدایا شکر بابت این نعمت زیبا و سالمی که من و حمید دادی .   ...
14 بهمن 1392

شادی سرما خورد!

الهی قربونت برم مامان، فدات شم. عشق من و بابا حمید سرما خورد. گلم تو روز شونزدهم تولدش سرما خورد! آخی مامان جونم منو ببخش آخه خودم سرما خوردم   و عزیزم از من گرفت. ولی خدارو شکر بعد از اینکه بردیمش بیمارستان و دو روز اونجا بستری بود و بعد مراقبت کامل توی خونه انجام دادیم یکم بهتر شده،هرچند هنوز هم مریض هست ولی خیلی بهتر از روزهای اولش هست. خداجون سلامتی شادی برای من و بابا حمید از همه چیز مهمتره، سلامتی عزیزمونو فقط و فقط از تو میخواهیم. توی این عکس شادی جون هرچند حالش خوب نبود ولی خنده از رو لباش گم نمی شد ...
8 بهمن 1392

آدم برفی!

بازم برف اومد. بازم خدا رحمتش رو برای ما فرستاد. یک هفته بعد از تولد شادی، بازم برف اومد و اینبار بابا حمید برای شادی یه آدم برفی خوشگل درست کرد. *عزیزم همیشه سلامت باشی* ...
8 بهمن 1392

شادی جون زردی گرفته!

عزیز دلم تو چهار روزگیش زردی گرفت و گذاشتیمش زیر دستگاه ولی بعد مجبور شدیم آزمایش بگیریم ازش که درجه ی زردیش 11.8 بود و دکتر بهش قطره ی شیرخشت داد که خدارو شکر سه روز بعد زردیش رفع شد. ...
8 بهمن 1392
1